![]() |
![]() |
|
| من از عمرم چه فهميدم، نفهميدم چه فهميدم، همان اندازه فهميدم، كه فهميدم نفهميدم |
|
به جرات میتونم بگم در سراسر عمر سیاسی نه چندان طولانی ام اتفاقی به این دردناکی رو تجربه نکرده بودم. اینکه باور داشته باشی اون چیزی که داری خرجش میکنی بزرگترین و تنها سرمایته قطعا بزرگترین ریسک محسوب میشه. حالا میخواد اون چیز یه اسکناس ۱۰۰ تومانی باشه یا میخواد یه مرد بزرگ یا حتی یه سرمایه ملی باشه. مهم اینه که اگه تو این قمار ببازی شاید یه آدم فقیر به حساب نیای ولی قطعا بزرگترین سرمایتو از دست دادی. اینکه امروز من چقدر از این جریان غمگینم رو فقط خدا میدونه. به هر حال من اسمشو میگذارم بزرگترین سرمایه گذاری که اصلاح طلبان برای بقای کشور انجام دادند و امیدوارم که مردم بدونند که چه بهایی برای این انتخابات پرداخت شده.
یا حق ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 11:34 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
علاقه قلبی ام به صداقتش را گرچه مجبورم که از خیلی ها پنهان کنم اما خوب می دانم که بر همگان عیان گشته! دختربچه ای ۱۴ ساله به حساب می آمدم که با آمدنش دریافتم که دخترخانمی ۱۴ ساله هستم. دریافتم که یک نوجوان ۱۴ساله به طور حتم در سرنوشت کشورش تاثیرگذار و مهم است. حس قشنگی بود که همواره با من بود و اکنون که خانمی ۲۵ ساله هستم، حس زیباتری دارم به واسطه استشمام رایحه ای که تنها و تنها از عبای شکلاتی مردی بزرگ به مشام می رسد. یاد دارم راه رفت و راه رفتم، دوید و دویدم، ایستاد و ایستادم، سکوت کرد و ساکت ماندم، گریست و خون گریه کردم. اینک او خندید، پس چرا نخندم ؟!!
پی نوشت : از دوست عزیزم "حسن سربخشیان" بابت شکار لحظه ای به این شیرینی تشکر میکنم.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 11:0 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
سلام
همگی دوستان باید کم کاری من رو در آپ کردن اینجا ببخشند. حقیقتش اینه که یه جورایی عذرم موجهه. دوره نقاهت طولانی مدت محیا، کارهای عقب افتاده شرکت، آمدن و نیامدن آقای خاتمی، مسائل مربوط به ستاد ۸۸، درس(که فکر کنم کلا بی خیالش بشم سنگین ترم)، مادر بودن، همسر بودن و ... به هر حال به خاطر درخواست دختر عموی عزیزم که خودش می دونه چقدر واسم عزیزه سرکار خانم دکتر فاطمه عرب سرخی که فکر کنم بتونم از اسم نازنینش سوءاستفاده کنم محیا خانوم اینجا بگذارم و برم دنبال کارم. و خواهش می کنم برای بهبود حال محیا دعا بفرمایید. ایام به کام.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 10:27 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چشمی دارم همه پر از صورت دوست..
بادیده مرا خوشست تا دوست دروست.. از دیده و دوست فرق کردن نه نکوست... یا اوست بجای دیده یا دیده دروست ... |
| آرشیو موضوعی |
|
زندگینامه |
|
RSS
|