![]() |
![]() |
|
| من از عمرم چه فهميدم، نفهميدم چه فهميدم، همان اندازه فهميدم، كه فهميدم نفهميدم |
|
سلام
در آغازین روز ورود به ماه چهارم زندگی ... سلامت و سعادت و عاقبت به خیری برای میوه شیرین زندگی مشترکمان و حضور در جشن تولد صد سالگی محیای عزیزم را آرزو میکنم.
یا حق ... رضا |
|
+ نوشته شده در
شنبه 16 شهریور1387ساعت 14:0 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
از خود بی خودم. این چه حالست خدایـــــــــــــا. گوئی مستم. سرمستی ز فضای عطرآگین پیرامونم. حالی دارم وصف ناشدنی خدایـــــــــــــــــا. ای کاش این حال را پایانی نبود. احساس می کنم از در و دیوار شکر به سرم نعمت فرو می ریزد. بوئی آشنا! یک سال پیش در این ماه پربرکت بود که بزرگترین هدیه زندگیم را از خدا گرفتم. در خیابان، در تاکسی، در مغازه ... و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین ... للعالمین ؟!! للعالمین !! وای خدای من ! دیوانه کننده است. می توانی بشنوی و بنشینی ؟! حسی از درون می جنبد. گوئی فریاد می زند. بدو ! بدو ! بدو ! به کدام سو ؟ للعالمین ! وای وای وای ! چه حالست خدایـــــــــــــا. چه دویدنی ! چه رحمتی ! وای خدای من ! للعالمین ! بوسه ای بر جان جانان ! چه حــــــــــــــــــــــالی ! رمضانیان التماس دعا ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 15 شهریور1387ساعت 2:0 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چشمی دارم همه پر از صورت دوست..
بادیده مرا خوشست تا دوست دروست.. از دیده و دوست فرق کردن نه نکوست... یا اوست بجای دیده یا دیده دروست ... |
| آرشیو موضوعی |
|
زندگینامه |
|
RSS
|