![]() |
![]() |
|
| من از عمرم چه فهميدم، نفهميدم چه فهميدم، همان اندازه فهميدم، كه فهميدم نفهميدم |
|
سلام
با عرض شرمندگی به دلیل تنبلی فراوان تنها خواهر عزیزتر از جانم من زحمت نمایش عکسهای صبا را تقبل کردم.
باشد که مقبول درگاه حق تعالی گردد. خودم با زبون خوش آماده شدم برای سلمونی
کلی به استاد سلمونی کمک کردم. سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی یاهاهاهاها
اگه گفتین اون کیه که داره یواشکی نیگاه میکنه؟
البته یه کمی ناراحت کننده بود.
مهم اینه که نهایتا خیلی خوشگل میشم
البته این عکس مال قبل از سلمونی رفتنم هست ولی خوب کاریش نمیشه کرد خوشگلی تو ذاتمه
ماشاءا... یادتون نره تا سلمونی دیگر خدانگهدار
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 30 دی1386ساعت 13:37 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
سلام
امروز آمدم تا جشنی خاموش برای سه سالگی وبلاگی که صاحب آن در حقیقت من نیستم برپا کنم. سه سال پیش در چنین روزی همنفسم تاریکخونه ای ساخت برای اینکه جایگاهی برای خالی کردن حرفهای نوشتنی دلش داشته باشد. نمی دونم چطور شد که حدوداً نه ماه پیش من هم برای خالی کردن چرت و پرت هائی که در دلم سنگینی می کرد به این تاریکخونه روی آوردم و باز هم نمی دونم چطور شد که همنفسم دیگه هیچ جا حرفهای نوشتنی دلش رو خالی نکرد. خلاصه اینکه نفهمیدیم چطور شد که سه سال گذشت. و اکنون من و همنفسم بسان مادری و پدری می مانیم که فرزندشان از مرز سه سالگی رد شد. تاریکخونه ما تبدیل شد به تاریکخونه خیلیها. پس سه سالگی تاریکخونه بر همتون مبارک. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 26 دی1386ساعت 16:16 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
تمامی دینم به دنیای فانی شراره عشقی که شد زندگانی به یاد یاری خوشا قطره اشکی به سوز عشقی خوشا زندگانی ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 23 دی1386ساعت 16:2 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چشمی دارم همه پر از صورت دوست..
بادیده مرا خوشست تا دوست دروست.. از دیده و دوست فرق کردن نه نکوست... یا اوست بجای دیده یا دیده دروست ... |
| آرشیو موضوعی |
|
زندگینامه |
|
RSS
|