![]() |
![]() |
|
| من از عمرم چه فهميدم، نفهميدم چه فهميدم، همان اندازه فهميدم، كه فهميدم نفهميدم |
|
سلام شاید براتون عجیب باشه ولی اینبار اومدم تا براتون کمی راجع به انواع قلی ها توضیح بدم. علم قلی شناسی ثابت کرده که همانگونه که تا به حال گونه های مختلفی از قلی کشف شده، گونه های ناشناخته و بسیار عجیبی هم از قلی ها وجود دارد که دیدنشان خالی از لطف نیست. در این قسمت اقدام به معرفی یکی از گونه های قلی کرده ایم تا شما هم از این علم بهره مند شوید. عکسی که در ذیل مشاهده می کنید مربوط به یکی از انواع اصیل قلی است که به تازگی موفق به عکسبرداری از این قلی شده ایم.
البته فردی که زیر قلی مذکور کمرش خمیده شده خود نیز از قلی های قدیمی است که در حال حاضر کمی از سایز خارج شده. منتظر معرفی گونه های دیگری از قلی باشید ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 16:16 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
به فاصله چشم بر هم زدنی این فصل از زندگی نیز بگذرد. فصلنامه ها و زندگینامه ها یکی پس از دیگری کهنه می شوند و من هنوز هستم. بوی کهنگی حس نمی کنم وقتی که ورق می زنم دفتر پوسیده خاطراتم را. خاطرات به تازگی لحظه وقوع برایم جذاب و زیباست. نمی شود گفت گذشته. شاید بتوان آنها را ثبت شده انگاشت برای روزگاری که یادت می رود که آنها هنوز هستند. هنوز در جریانند. از لابه لای صفحات دفتر خاطراتم صدای تپش قلبهائی بس بزرگ به گوش می رسد. قلبهائی که آنقدر وسعت دارند که حتی وقتی صاحبانشان دیار خاک را ترک گفتند، همچنان مستدام لابه لای صفحات دفتر خاطراتم می تپند. دفتر خاطراتم را می بندم و به کناری می گذارم. حال این منم بدون خاطرات مکتوب. با ذهنی درگیر در بعد زمان. به سختی می توانم تشخیص دهم که در چه زمانی سیر می کنم. حس می کنم خود تبدیل شدم به دفتری از خاطرات. ورق می خورم سیاه می شوم خاک می خورم می پوسم ولی نمی میرم ! زنده می مانم تا بگویم برایت. تا بتوانم برای این جریان حیات ۸ میلیمتری منشا زندگی باشم. من هستم ! تو نیز بمان ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 آبان1386ساعت 15:5 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چشمی دارم همه پر از صورت دوست..
بادیده مرا خوشست تا دوست دروست.. از دیده و دوست فرق کردن نه نکوست... یا اوست بجای دیده یا دیده دروست ... |
| آرشیو موضوعی |
|
زندگینامه |
|
RSS
|