![]() |
![]() |
|
| من از عمرم چه فهميدم، نفهميدم چه فهميدم، همان اندازه فهميدم، كه فهميدم نفهميدم |
|
این بار فقط از خودم مینویسم و در اولین جشن تولد وبلاگم با خودم مصاحبه میکنم .!!
از خودم تعریف میکنم و از خاطرات با خود بودن میگم و در نهایت از خودم تقدیر میکنم!! در تنهایی که مختص خودم است با خودم به خودم فکر میکنم و با خودم از خودم تشکر میکنم ! خسته و فرسوده از شادمانی جشنی یکساله به دنبال خلوتی که در آن تا اطلاع ثانوی جشنی بر گذار نشود !!! حیف از سالی که گذشت ! حاصل یکسال گذشته حسرتی است مانده به دل از شکست های بی حاصل!!! حالم بده حالم بده تو این حالت نباید مطلب نوشت حالم بده حالم بده حالم بده حالم بده یا حق!!!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 23 دی1384ساعت 15:25 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
بالاخره انتظار به سر رسید و خانواده صاحب دکتر شد!!!
بله حالا دیگه میتونه با مجوز طبابت کنه ! نه مثل قدیم این پزشکها و سوگندهای عجیبشون ! سوگند میخورند که داروئی تجویز نکنند که باعث سقط جنین شود ! آخه اینم شد قسم . البته که بعدا میشه اونو زیر پا گذاشت نه!؟ به هر حال بعد از خودش به همسرش و بعد از اون به کل آل عرب سرخی تبریک میگم ... واقعا دفاعیه دیدنی بود به خصوص که قسمت آخرش شبیه بیانیه بازگشت خاتمی شد و کار به گریه و زاری کشید و کل حاضران با دلیل و بی دلیل گریستند و دکتر هم جلسه را که ما هم جزئی از آن شده بودیم به روان پاک پدرش تقدیم کرد. به هر حال ما دیگه دکتر دار شدیم و میتونیم وقت و بی وقت زنگ بزنیم و سوالات بی ربطمان را که نتیجه طبابت نجمه خانم است از او بپرسیم... کامنت گذاشتن کسی رو نکشته .. فعلا یا حق |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 19 دی1384ساعت 17:50 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چشمی دارم همه پر از صورت دوست..
بادیده مرا خوشست تا دوست دروست.. از دیده و دوست فرق کردن نه نکوست... یا اوست بجای دیده یا دیده دروست ... |
| آرشیو موضوعی |
|
زندگینامه |
|
RSS
|