![]() |
![]() |
|
| من از عمرم چه فهميدم، نفهميدم چه فهميدم، همان اندازه فهميدم، كه فهميدم نفهميدم |
|
با بهاران ميرسي اين را پرستو ها به من گفتند شايد قاصدكها هم تا تو باز آيي و باز اري بهاران را تو را من چشم در راهم با بهاران ميرسي ايكاش برگردي...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 31 فروردین1384ساعت 11:38 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
این یادداشت دوست گلم علی دهقان رو بخونید تا از خیلی چیزا با خبر شید!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 30 فروردین1384ساعت 3:43 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
سلام صبح امروز براي پوشش خبري مراسم ديدار دكتر معين با خبرنگاران رسانه هاي خارجي به هتل بزرگ تهران رفتم . برايم جالب بود كه غير از بهزاد نبوي تقريبا" همه اعضاي اصلي ستاد آقاي معين آنجا بودند .عجب!! آقاي دكتر معين در يك جلسه پرسش و پاسخ به سؤالات خبرنگاران خارجي پاسخ دادند .
راستي چند عكس هم از نشست دكتر معين با دانشجويان علوم پزشكي قزوين.....متن سخنراني ايشون رو تو روزنامه اقبال 1/30بخونيد. ببينيد حتما" خوشتون مياد. نه؟ بقیش روسایت دکتر معینه.خواهشا" نظر بدین. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 30 فروردین1384ساعت 3:32 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
سلام
هلال ماه از رشته كوه هاي محلمون !!! اگه گفتيد كجاس جايزه داريد.سعي خودتونو بكنيد سخت نيس ! خيلي هم جنوب شهره بر خلاف نظر بعضي ها!!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 30 فروردین1384ساعت 3:23 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
سلام وقتي زير بارون گير كردي و آب هم تا زانوت اومده بالا و داره پيشروي ميكنه اصلا يادت ميره انتخابات رياست جمهوري رو .!! به جاي رئيس جمهور و سياست وانتخابات و راي بيشتر به فكر يه شهردار خوب ميفتي البته اين حرف من نبود حرف همه مردمي بود كه امروز توي رودخونه هاي ايجاد شده تو خيابون گير كرده بودن . واقعا كه چه بلوايي بود . چه ديدني بود چهره آدمهايي كه تشخص و كلاس رو زير پا ميزاشتن و براي حفظ جونشون پاچه ها رو بالا زده و سعي ميكردن از خندق رد بشن .آدمهاي با شخصيت چه حرفهاي بي شخصيتي نثار باعث و باني نهرهاي ايجاد شده بر سطح معابر ميكردند .
خوشمزه زماني بود كه بعد از 1 ساعتي كه آب همه جا رو فرا گرفت و دنيا رو آب برد تازه سر و كله كسايي كه اونا رو خواب برده بود پيدا شد و دوستامون از شهرداري رسيدن خيلي جذاب بود .حسني كه داشت آدم با ديدن اونها دلش قرص ميشد و راحت تر ميرفت تو آب و خيس ميشد چون به خودش ميگفت : خونم از اينا كه رنگين تر نيس منم ميرم تو آب. شنا در آب جوي هاي پر از آشغال هم عالمي داره . من كه خيلي كيف كردم . حداقل ماجراي رياست جمهوري تو مغزم تعطيل شد و به خودم گفتم : " چه خوب بود به جای اینکه شعار بدیم که من اگر رئیس جمهور چنین وچنان ...کمی به این فکر میکردیم که با مسولیت فعلیمون چه میکنیم !!"و"كاش اول يه فكري براي جوب ها ميكرديم بعد يه فكري براي مردم . بهتر نيس؟" |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 29 فروردین1384ساعت 0:11 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
سلام امروز روز هفتمه وهفتمين روز زمين . روز بزرگيه من تازه امروز متوجه شدم كه عيد رو تبريك نگفتم ساده ترين و قشنگ ترين جمله شايد همين باشه البته از نظر من "دلتان بهاري ........................بهارتان جاودان" از نظر شما چطور؟ 2 تا خبر خوب . اوليش اينكه پس فردا تولد خواهر خانوممه و دومي كه خيلي از اولي مهمتره تولد خانوممه البته يازدهم فروردين كه تازه تولد زن داداشم هم هست !!؟ عجب. به هر حال روزهاي خوب دارن ميان نظر شما چيه؟ ميدونيد احساسم اينه كه هيچكس براي نوشتن كامنت به وبلاگ ها سر نميزنه اصلا بعيده كسي همه مطالب يه وبلاگو بخونه پس اين مرض نوشتن چيه تو ما نميفهمم به هر حال من مينويسم با اين كه بعيده كسي بخونه ولي حداقل خودم كه عادت ميكنم نه؟ راستي تا يادم نرفته از همه دوستاني كه sms زدند و عيد و تبريك گفتن تشكر ميكنم .فعلا يا حق |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 7 فروردین1384ساعت 13:1 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
واقعا جاي همه خالي . البته من حامل پيام صلح و تبريك همتون براي همه شيرازيها بودم ولي خب اگه خودتون برين يه كيف ديگه اي داره .....
عكس بالا درسته كه هيچ موضوع خاصي نداره ولي به نوعي ميشه گفت آخرين عكس از ماشينمون قبل از تصادفه البته خسارت چنداني نديد ولي به هر حال براي لحظاتي سفر تلخمون شد. تو خرم بيد (صفا شهر ) از پشت زديم به يه بنز ديگه كه اگه معرفت و مهارت رانندش نبود نميتونستيم به سمت تهران حركت كنيم...چه كنيم مرام ايراني تو خونمونه ديگه البته من اين عكس رو از ماشين يكي از دوستان كه با هم به سمت تخت جمشيد ميرفتيم گرفتم با همه اين حرفا سفر چيز ديگريست....شب و روز خوش |
|
+ نوشته شده در
شنبه 6 فروردین1384ساعت 0:40 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چشمی دارم همه پر از صورت دوست..
بادیده مرا خوشست تا دوست دروست.. از دیده و دوست فرق کردن نه نکوست... یا اوست بجای دیده یا دیده دروست ... |
| آرشیو موضوعی |
|
زندگینامه |
|
RSS
|